اخبار-درباره سفر

درباره نظر اسلام درباره مسافرت و اين كه چه كار كنيم كه مسافرت ما مؤثر در رشد ما باشد به طور كامل توضيح دهيد.
 

اهميت و آثار مسافرت در اسلام
مسافرت، دنياي جديدي را به روي مسافر مي گشايد، دنيايي که پيش از آن، چيزي درباره آن نمي دانست و يا هر چه داشت ساخته و پرداخته ذهن و خيال او بود، با سفر کردن اين ذهنيت به عينيت و آن خيال به واقع تبديل مي شود.
سفر; شناخت انسان را از جهان توسعه مي دهد.
سفر; انسان را از محيط بسته و محدودش به محيطي وسيعتر و گسترده تر مي برد.
سفر; به زندگي معنايي ديگر مي دهد و به آن عمق مي بخشد.
سفر; انسان را جهانديده و با تجربه مي سازد.
سفر; معلّم و پندآموزي قوي و مؤثر است که دانشجويش مسافر و کتابش جهانِ طبيعت و صفحه آثار هستي و درسش آينده نگري و هدفش حرکت در مسير زندگاني بهتر است.
سفر; نشان از حس کنجکاوي انسان براي کشف و شناسايي مجهولات دارد.
سفر; از سه عنصر سلامتي، فراست و روشنايي ترکيب يافته و اين کلمه رمزي است از اين سه و آن سه ارمغاني است براي مسافر.
در سفر است که با اقوام و ملتها و فرهنگهاي گوناگون آشنايي بدست مي آيد.
در سفر با گذشته تاريخ پيوند مي خوريم.
در سفر با قدرت و عظمت جهان که از آثار صنع صانع قدير و عظيم و حکيم و عليم است بيشتر آشنا مي شويم.
در سفر به تواناييهاي خود و نقاط قوت و ضعف خويش، آگاهي مي يابيم.
در سفر همراهان را به خوبي مي توان شناخت.
و در سفر است که...
تا سفر چه باشد و به چه مقصود و به کدام مقصد.
به هر حال در هر سفري راهي هست و راهروي و مقصدي در پيش، و توشه اي لازم و هر يک را چند و چوني است و آدابي چند، که به بيان آن مي پردازيم.
انواع سفر:
مسافرت با توجه به انگيزه ها و اهدافي که مسافر دارد تقسيمات مختلفي مي يابد و با توجه به آثار و اهداف مسافرت تقسيماتي ديگر پيدا مي کند.
بطور کلي مي توان مسافرت را به دو قسم تقسيم نمود:
1 ـ سفر ظاهري
2 ـ سفر معنوي
مقصود از سفر ظاهري، حرکت و جابجايي ظاهري انسان از مکاني به مکان ديگر است و منظور از سفر معنوي; سير و سلوک و انتقال روح انساني است از حالات ظلماني به حالات نوراني، و دارا شدن سنخيت لازم براي پيوند با معشوق ازل و ابد و انبيا و اوليا.
سفر ظاهري خود تقسيماتي دارد که از اين قرار است:
1 ـ سفر براي تحصيل علم و دانش علوم الهي يا علوم بشري .
2 ـ سفر براي تحقيق وپژوهش و بررسي و مطالعه آثار گذشتگان و نيز مطالعه و بررسي بر روي اقوام و مليتها و فرهنگهاي مختلف، و يا مطالعه در طبيعت و جهان هستي و...
3 ـ سفر براي حفظ دين و ايمان:
گاه براي فرد يا افرادي، زندگي در مکاني، موجب ضايع شدن و از بين رفتن دين و ايمان آنها مي شود، لذا تصميم به هجرت و سفر به نقطه اي ديگر مي گيرد، جايي که اين خطر يا نباشد يا کمتر باشد، نمونه روشن آن در صدر اسلام، مهاجرت مسلمانان از مکه به حبشه است.
4 ـ سفر براي تبليغ دين.
مانند سفرهاي فضلا و روحانيون محترم به نقاط مختلف داخل يا خارج از کشور.
5 ـ سفر براي تجارت.
6 ـ سفر براي سياحت.
7 ـ سفر براي زيارت:
الف ـ زيارت اماکن متبرکه مانند بيت الله الحرام.
ب ـ زيارت قبور مطهره انبيا و امامان(عليهم السلام) و اوليا و علما.
ج ـ زيارت علما و شخصيتهاي علمي يا دوستان و رفقا.
د ـ زيارت اقوام و خويشاوندان (صله رحم).
دو تذکر:
1 ـ گاه در يک سفر ممکن است دو يا چند انگيزه، در کنار هم، علّت مسافرت باشد; مثلاً هم به قصد تجارت و هم به قصد سياحت، اقدام به سفر مي کند.
2 ـ گاه در يک سفر، هدف اصلي يک انگيزه است، امّا به ديگر موارد نيز به عنوان هدف فرعي نگاه مي کند; مثلاً هدف اصلي از مسافرت به مکه، زيارت بيت الله الحرام و انجام مراسم و مناسک حج است، اما در اوقات فراغت به ديدن برخي مکانها يا خريد برخي لوازم مي پردازد.

بسيار سفر بايد ، تا پخته شود خامي!
امام صادق عليه السلام در حديثي فرموده است:
مسافرت بايد براي يکي از اين سه امر باشد: 1- تهيه توشه آخرت 2- تامين معاش و زندگي 3- لذت مباح و تفريح غير حرام. 
بنابراين در سفرها بايد آدابي را که از پيشوايان دين نقل شده است ، به عنوان رهنمود گرفتن از مکتب ، رعايت کرد. فوايد مسافرت بسيار است. کسب تجربه و پخته شدن ، آشناييها و ارتباطات جديد ، از آن جمله است.
سفر،آزموده کند مرد را هم از دل براند غم و درد را 
ز گيتي بدو نيک بنمايدش وز آن گنج دانش بيفزايدش.
نگاهي به مجموعه روايات اسلامي ، نکاتي را به عنوان « آداب سفر» به ما مي آموزد که مهمترين آنها ، آموختن « آيين همراهي و همسفري» است. تاکيد شده است که پيش از سفر ، همسفر مناسبي پيدا کنيد ، چرا که مسافرت تنهايي مکروه است. رسول خدا صلي الله عليه و آله سه تن را مذمت کرده است:
1- آن کسي که غذايش را تنها مي خورد.
2- آن که در خانه اي تنها مي خوابد.
3- تنها به مسافرتهاي دور و دراز مي رود.
آداب ديگر سفر را طبق تعاليم ديني ، فهرست وار اين گونه مي يابيم:
- خداحافظي کردن از خانواده و بستگان از سوي مسافر ، بدرقه کردن کسي که به سفر مي رود ، از سوي اهل خانه و بستگان .
- شروع کردن سفر با «صدقه» ، جهت سلامتي و رفع و دفع بلاها.
- خواندن دو رکعت نماز ، دعا کردن و جان و مال خانواده را به خدا سپردن و بر او توکل کردن.
- خواندن اين دعا: « بسم الله ، آمنت بالله ، توکلت علي الله ، ماشاءالله ، لاحول و لا قوة الا بالله.»
- برداشتن عصا ، يا وسيله اي جهت دفع شر و خطرات احتمالي و حمل ابزار دفاعي.
- همراه داشتن مسواک ، شانه ، لباس و ظرف .
- همراه برداشتن مواد غذايي و خوراکيهاي مورد نياز و ره توشه سفر.
- همراه داشتن داروهاي مورد نياز ، سوزن ، نخ ، طناب و زيرانداز.
- رعايت اخلاق خوب با همسفر در طول مسافرت.
- در سفر ، بار بر دوش ديگران نبودن ، خرج خود را به گردن ديگران نينداختن.
- مراعات حال همسفر ، در صورتي که خسته يا مريض باشد.
- همکاري در کارها ، بر عهده گرفتن کارهاي سنگين در مسافرت.
- گوش کردن به حرف بزرگترها.
- مشورت با همسفران در انجام کارها و تصميم گيريها.
- مواظبت بر خواندن نماز در اول وقت.
- پس از سفر ، نقل نکردن سختيها و ناملايمات مسافرت.
- در بازگشت از سفر ، براي اهل خانه ، هديه و سوغات آوردن .
- هنگام مراجعت از مسافرت به وطن ، خدا را شکر کردن و بر نعمت سلامتي ، حمد نمودن.
- براي تک تک آنچه ياد شد ، احاديث مکرري در متون ديني آمده است که مجال طرح آنها نيست.
به علاوه ، سفر وسيله شناخت است ، هم شناخت خود ، هم شناخت ديگران. چون رنجها و سختيهاي مسافرت و حالتهاي فوق العاده ، جوهره انسان را مي نماياند و خصلتهاي دروني بروز مي کند. حتي انسان ميزان تحمل ، مقاومت ، کارداني و تجربه خود را هم در سفر مي تواند محک بزند.
از جمله سفرهاي پسنديده ، مسافرت به شهرهاي مذهبي و زيارتگاهها و ديدن اماکن تاريخي و ديدار با بزرگان و شخصيتهاي علمي و اخلاقي است.
زيارت خانه خدا ، مرقد حضرت رسول (ص) ، قبور مطهر ائمه معصومين (ع ) ، مزار پاک شهداي راه حق ، زيارت قبرانبياء ، اوصياء ، اولياء ، صحابه و تابعين. ديدار از مرقد علماي بزرگ ، فرزندان اهل بيت و قبور مؤمنان و صالحان ، همه از مواردي است ، که در متون ديني به آنها تشويق شده است و زيارت قبور امامان ، نوعي تجديد عهد و پيمان با صاحبان ولايت است.